ميرزا حسن حسينى فسايى

383

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

غالب ، امير المؤمنين على بن ابيطالب ، چنين شمشيرى نتواند زد و سپاه روم از ميدان جنگ روى تافته در حصار زنجير و ارابه‌هاى توپ گريختند و حضرت صاحبقران با شمشير آخته تا حصار روميان بتاخت و چند زنجير حصار را با تيغ تيز ، گسيخته ، داخل حصار گرديد و چندين نفر از توپچيان را كشته ، عود فرمود و روميان كه چندين برابر سپاه شاهى بودند ، در آن حصار زنجير ، متحصن گشته ، خزيدند و امراء خيرخواه عنان شاهنشاهى را گرفته ، از آن معركه بيرون بردند « 1 » [ و ] حكم فرمود تا كره‌ناى نواختند و سپاه متفرقه ، جمع گشتند و به جانب درگزين نهضت فرمود و بعد از دو روز حضرت سلطان سليم خان قيصر ، از چالدران به تبريز آمد و جمعى از اعيان او را استقبال نمودند و چون داخل شهر گرديد به مسجد نصريه كه از بناهاى ابو النصر امير حسن بيك تركمان بود ، تشريف برده ، نماز گزارد « 2 » و خطيب بر منبر رفت كه خطبه را به نام سلطان سليم خان بخواند و چون خطبه را تمام كرد « 3 » ، به دستور سابق ، السلطان ابو المظفر شاه اسمعيل بهادر خان بر زبانش جارى گرديد ، چون روميان خواستند خطيب را بكشند ، حضرت قيصر مانع گرديده ، جان به سلامت برد « 4 » و بعد از هشت روز توقف ، شهر تبريز را گذاشته عود به ممالك روم فرمود . در ماه شعبان همين سال [ 920 ] : شاه اسمعيل صاحبقران از درگزين نهضت نموده ، وارد شهر تبريز گرديده قشلاق فرمود . در همين سال [ 920 ] : وزارت مملكت فارس « 5 » به ميرزا نظام الملك على خلف الصدق ميرزا شاه جابر وزير سابق فارس ، پسر ميرزا مسعود جابرى اصفهانى برقرار گرديد « 6 » . در سنه تنگوزئيل « 7 » سال 921 : سلطنت و پادشاهى مملكت خراسان از سر حد سمنان تا آب آمويه به شاهزاده آزاده سلطان طهماسب ميرزا كه سالى از عمر مباركش گذشته بود ، عنايت فرمود و امير خان موصلو را لله قرار داده ، روانه خراسان گرديدند « 8 » . در سال 922 : كه عيد نوروز سلطانى در هفتم ماه صفر سنه سيچقان‌ئيل « 9 » اتفاق افتاد ، حضرت صاحبقران در تبريز به لوازم نوروزى بپرداخت . و سال 923 : پادشاه جم‌جاه در تبريز و نخجوان به عشرت گذرانيد و شيخ شاه « 10 » پادشاه شيروان كه مدتى پريشان گشته ، دست از ملك موروثى خود كشيده بود ، به توسط امناى دولت شرفياب حضور شده ، مورد عنايت گشته ، باز به پادشاهى شيروان سرافراز گرديد . در اين سال [ 923 ] : ايالت و امارت‌پناه ، خليل سلطان ذو القدر والى فارس ، عمارتى لايق ، مشتمل بر گنبد و رواق و كرياس و مسجد و چندين حجره فوقانى و تحتانى بر مزار كثير الانوار

--> ( 1 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 547 . ( 2 ) . در متن : ( گذارد ) - ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 132 . ( 3 ) . در متن : ( گرديد ) . ( 4 ) . ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 149 . ( 5 ) . در متن : ( فارس را ) . ( 6 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 550 . ( 7 ) . سال خوك ، سال دوازدهم از دوره دوازده ساله تقويم تركان . ( 8 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 553 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 37 ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 134 . ( 9 ) . سال موش نخستين سال از دوره دوازده ساله تقويم تركان . ( 10 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 44 ، و حبيب السير ، ج 3 ، ص 557 ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 139 .